محمد مهريار
616
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
مىجوشيده و از نزديك آببخشان ( فلكهء شهداى امروز ) عبور مىكرده است . بههرصورت اين محل را امروز شهر اصفهان فراگرفته و اگر تا هنگامى كه آمارنگاران مركز آمار ايران از آن عبور مىكردهاند جمعيتى داشته است امروز ديگر اژدهاى شهر آن را بلعيده و چيزى از آن وجود ندارد . ديههاى همسايهء آنكه ذكر آنها گذشت نيز همه يا شهر شده و مردم آن شهرى گشته و يا در شرف شهر شدن مىباشد . آنچه براى ما مانده است همين نام آن است . واژهشناسى : كساره و قهساره هردو يك واژه هستند به دو صورت و به يك معنا . در تركيب كساره به دو جزء « كه + سار + ه » مىرسيم و همچنين است قهساره ، كه در تقطيع به صورت « قه ( معادل « كه » ، معادل « كى به معناى قنات ) + سار + ه » مىباشد . اما جزء اول « كه » معادل « قه » ( معرب ) به معناى قنات و بيشتر قنات سرباز است و جزء دوم « سار » همان به معناى « سر » است كه در واژههاى افسار و فساران و افسر داريم و جزء سوم « ه » علامت نسبت است . بنابراين سه جزء روى هم به معناى جايى است كه به سر كى يا قه نامبردار شده است . اين توضيح آنقدر روشن است كه به گفتوگوى زيادترى در اينباره نيازى نيست . بايد دانست كه پسوند « سار » معادل « زار » ( كوهسار - مرغزار ) در معناى كثرت هم به كار مىرود و در اينجا هم بىمناسبت نيست . كسوج Ka ( e ) suj كسوج ( به فتح يا كسر اول ) ، ديهى است نسبتا معتبر كه در جمع دهستان گرمسير اردستان بهشمار آمده است . در سال 1345 اين ديه 186 نفر و در سال 1375 جمعيت آن 89 نفر بوده است . « 1 » دهستان حومهء اردستان آباديهاى بسيار دارد و كثرت اين آباديها از يكسو و از سوى ديگر وجود نامواژههاى كهن كه بعضى از آنها واقعا در قدمت بسيار خود صورتى شگفت دارد همه نشان حضارت قديم اين ناحيه است . به نامواژههاى گزستان ، كماسه ، كمشهچه ، سينا ، رنگان ، رقران و بسيارى ديگر كه توجه كنيم اين حقيقت بر ما آشكار مىشود كه ناحيهء اردستان و حومهء آن تا چه اندازه بايد قدمت داشته و سابقهء آن تا به كجا مىرسد . دربارهء تاريخچهء جغرافيايى و جامعهشناسى اين ناحيه و نواحى ديگر اردستان هرچه
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 7 .